به گزارش صدای بورس، در شرایطی که اخبار ضدونقیض درباره روند مذاکرات ایران و ایالات متحده بار دیگر به یکی از متغیرهای اثرگذار بر انتظارات اقتصادی تبدیل شده، جهتگیری سرمایهگذاران نسبت به آینده بازارها نیز بیش از گذشته وابسته به نتیجه این گفتوگوها شده است. در چنین فضایی، ارزیابی نگاه فعالان حرفهای بازار سرمایه میتواند تصویر روشنتری از سناریوهای محتمل پیشروی سرمایهگذاران ارائه دهد.
با توجه به افزایش گمانهزنیها درباره نتیجه مذاکرات ایران و ایالات متحده و شکلگیری انتظارات متفاوت در فضای رسانهای و اقتصادی، بسیاری از سرمایهگذاران به دنبال ارزیابی پیامدهای احتمالی توافق یا عدم توافق بر کلاسهای مختلف دارایی هستند. در فضای کنونی که سیگنالهای متناقض سیاسی موجب افزایش نااطمینانی شده، رویکرد فعالان بازار سرمایه میتواند تصویر نسبتاً دقیقتری از آنچه سرمایهگذاران انتظار میکشند ارائه دهد.
در همین راستا نظرسنجی گستردهای از بیش از چهل مدیر، تحلیلگر و کارشناس بازار سرمایه انجام شده است تا مشخص شود در دو سناریوی متفاوت، کدام داراییها از جذابیت بیشتری برخوردار خواهند بود.
نتایج این بررسی نشان میدهد که ترجیحات سرمایهگذاری در این دو سناریو تفاوت قابلتوجهی با یکدیگر دارد و ترکیب داراییهای پیشنهادی فعالان بازار بر اساس میزان ریسکهای سیاسی و اقتصادی بهطور محسوسی تغییر میکند.
این بررسی مبتنی بر تحلیل محتوای پاسخدهندگان نشان میدهد که تلقی متخصصان نسبت به پیامدهای هر دو سناریو دارای الگوهای مشخص است و میتوان با درصدگیری دقیق، جهتگیری غالب بازار را ارزیابی کرد.
سناریوی خوشبینانه توافق
در سناریوی توافق، اکثریت قاطع کارشناسان بر بهبود فضای اقتصادی تأکید کردهاند؛ موضوعی که سبب شده ۵۱ درصد از وزن کل انتخابهای پاسخدهندگان به «بازار سهام» اختصاص یابد.
بسیاری از مدیران فعال بر این باورند که آزادسازی منابع و کاهش تنشها موجب رونق شرکتهای بورسی میشود. در این سناریو، ۱۸ درصد از وزن پاسخها به «صندوقهای درآمد ثابت» اختصاص یافته که نشاندهنده نیاز به ثبات در پرتفوی است. همچنین «طلا» با ۱۵ درصد سهم، کماکان به عنوان ابزاری برای مدیریت ریسک در سبدها حضور دارد. سایر داراییها شامل «دلار» با ۵ درصد، «ملک» با ۵ درصد، «کالاها و گواهیهای کالایی» با ۴ درصد و «سایر موارد» با ۲ درصد، بخش باقیمانده از تصمیمات سرمایهگذاران را به خود اختصاص دادهاند. این برآیند نشان میدهد که در صورت توافق، نگاه غالب متکی بر رشد بازار سهام است و سایر داراییها نقش تکمیلی دارند.

سناریوی بدبینانه عدم توافق
در مقابل، در سناریوی عدم توافق، تمرکز سرمایهگذاران به سمت داراییهای امنتر و پوششدهنده ریسک تغییر میکند. در این سناریو، الگوی تصمیمگیری متخصصان بهطور قابلتوجهی تغییر میکند و وزن داراییهای محافظتی بهشدت افزایش مییابد. در این سناریو، «طلا» با سهم ۲۹ درصدی، محبوبترین گزینه برای مقابله با عدم توافق شناخته شده است. «صندوقهای درآمد ثابت» با ۲۲ درصد در رتبه دوم قرار دارند که نشان میدهد بخش بزرگی از مدیران حرفهای نسبت به حفظ نقدینگی دغدغه جدی دارند. «دلار» با سهم ۱۸ درصدی بازتابی از نگرانی نسبت به نوسانات ارزی است و «کالاها و گواهیهای کالایی» نیز با ۱۲ درصد در جایگاه بعدی قرار میگیرند. در این شرایط، «سهام» به دلیل ریسکهای احتمالی تنها ۹ درصد از سهم انتخابها را به خود اختصاص داده است. «ملک» با ۶ درصد و «سایر موارد» با ۴ درصد، سهم باقیمانده را تشکیل میدهند. این ساختار دفاعی منعکسکننده نگرانی فعالان نسبت به تشدید ریسکهای سیستماتیک و کاهش اعتماد به بازارهای داراییِ ریسکی است.

تحلیل کلی این نظرسنجی نشان میدهد که در صورت توافق، مسیر سرمایهگذاری با محوریت بازار سهام تعریف شده است و ترکیب سبد پیشنهادی بسیاری از کارشناسان بر پایه رشد داراییهای مولد شکل میگیرد. این الگو نشاندهنده انتظار فعالان حرفهای برای تخلیه ریسکهای سیاسی و بازگشت توجه سرمایهها به سمت بورس است.
از سوی دیگر، در سناریوی عدم توافق، الگوی پیشنهادی کاملاً محافظهکارانه است و بررسیها نشان میدهد سه محور اصلی آن یعنی طلا، صندوقهای درآمد ثابت و دلار، بیش از ۶۹ درصد از سبد پیشنهادی را به خود اختصاص میدهند. این تغییر وزن مشهود از سهام به سمت داراییهای امن و ارز، نشاندهنده تغییر جهت استراتژیک سرمایهگذاران در مواجهه با شرایط عدم توافق است. در این میان، سهم اندک داراییهای جانبی در هر دو سناریو بیانگر این است که فعالان حرفهای در شرایط بیثبات، به دنبال ابزارهایی هستند که نقدشوندگی بالا و ریسک سیستماتیک کنترلشدهتری داشته باشند.

برآیند این نظرسنجی نشان میدهد که سرمایهگذاران حرفهای در شرایط فعلی بیش از هر زمان دیگری رفتار خود را بر اساس سناریونویسی طراحی میکنند. دادهها حاکی از آن است که وقوع توافق میتواند بازار سرمایه را با فاصله زیاد در جایگاه نخست داراییهای جذاب قرار دهد، در حالی که عدم توافق باعث میشود داراییهای امن و ضدتورمی، اولویت نخست بازار را به دست بگیرند. این الگوها همچنین بیانگر اهمیت بالای انتظارات در تصمیمگیریهای کلان اقتصادی است و نشان میدهد که چگونه سیگنالهای سیاسی میتواند بهطور مستقیم بر ساختار پرتفویها و تخصیص منابع در بازار سرمایه اثر بگذارد. تفاوت معنادار در اوزان داراییها بین دو سناریو، بهخوبی نشاندهنده سردرگمی یا احتیاطی است که در حال حاضر بر فضای معاملاتی حاکم است و اهمیت تحلیلهای مبتنی بر داده را برای تصمیمگیری در روزهای آینده دوچندان میکند.

-
علیرضا نجفی - خبـــرنگـار
-
هفته نامه اطلاعات بورس۶۳۰



نظر شما